برادر خواهری طوری!
سلام عشق موشولم...
سلام سامیار سوسولم...
روز ۱۴ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۱۰.۴۰ صبح یه فرشته ی زیبا به جمع سه نفرمون اضافه شد... نامش را سایا بمعنی زلال- یکرنگ و بی ریا نهادیم...باشد که مبارک باشد...
پی نوشت:
۱- گفتنی اینقدر زیاده که این پی نوشتا باید تا هزار بره ولی سنگ بزرگ علامت نزدنه!... پس به ذکر چند نکته کلیدی طوری اکتفا میکنیم و سعی میکنیم خاطرات این روزا رو تو ذهنمون و عکسا و فیلما ثبت کنیم...
۲- برادر دوسال و نیمه ی سایا این روزا سی ماهگی رو با قد۹۳ و وزن ۱۴.۱۰۰ پشت سر گذاشته و مردی شده واسه خودش... ماشالا...
۳-بردار دوسال و نیمه ی سایا این روزا لقب بیگ برادر رو داره و مسئولیتها قبول میکنه در قبال لیتل سیسترش! از کمک کردن به مادر مادرا واسه حموم کردن سایا بگیر تا اوردن لباس و پمپرزو ... مادر باشه که جبران کنم بخدا...
۴-برادر دوسال و نیمه ی سایا این روزا خیلی بیش از پیش به پدرپدرا وابسته شده... سایش همیشه بالای سرت!...
۵-برادر دوسال و نیمه ی سایا این روزا به نظرم بیشتر از همسناش بزرگ شده... چون خیلی زود با این جمله اشنا شده *شما بزرگی ... این کوچولوئه! گناه داره!!!*... مادرت واست فوت کنه...
۶-برادر دوسال و نیمه ی سایا این روزا واقعا واقعا واقعا شیرین زبون و شیرین ادا شده ... مادرکش طوری...
۷-برای سامیار: دلم برای نوزادیت... بوت... حال و هوای اونروزا خیلی تنگ شده... خیلی بیشتر از اونروزا دوست دارم زیباروی مادر...
۸- خدایا شکرت بی منتها و بی انتها ... مثل همیشه نگاهمون کن...
۹-ممنون از همتون که به یادمون بودین و منتظر بودین:*






















